تبليغاتX
گرمالت (در گویش گیلکی یعنی فلفل)

گرمالت (در گویش گیلکی یعنی فلفل)

درد بود

درد بی امان که تمام تنم را می انباشت

و من تنها و بی امان به سلاحت می نگریستم

و می اندیشیدم

 به کدامین گناه؟

 

 

برای شهیدان ۲۵ بهمن که مظلومانه جان دادند و مظلومانه دزدیده شدند.

به امید روزهای بی غم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 8:2 PM  توسط سکوت  | 

عشق بود و شادی حضور

بیتابی لحظه های تنهایی و چه شد؟

یکسال و اندی گذشت و می ترسیم می ترسیم بگوییم دوستت دارم مبادا

دهانمان را ببویند و به جرم عاشقی سر از قبرستان نا کجا آباد در آوریم!

می ترسیم به خیابان بیاییم و فریاد کنیم ظالمی را

نه به خاطر خودم و آرزوهایی که هنوز محقق نشده اند

می ترسم از برای مادرم پدرم عزیزانم که در ازای هرروز زندگی من در زندان(خوشبینانه اش) و یا در گور

چند سااال پیر می شوند؟!

خدایا خدایا!

در زمینه سربی صبح

سوار خاموش ایستاده است و یال بلند اسبش در باد تکان می خورد

خدایا خدایا

سواران نبااید ایستاده باشند هنگامی که حادثه اخطار می شود!

در کنار پرچین سوخته دختر خاموش ایستاده است 

و دامن نازکش در باد تکان می خورد

خدایا خدایا

دختران نباید ایستاده باشند وقتی که مردان

نومید و خسته پیر می شوند!!

                                                   (شاملو) 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 4:1 PM  توسط سکوت  | 

سلام من حالم بده اینقدر صحنه های چندش اور دیدم که اه اه.مرده شوور این حکومت و ببرن/

شاید همه چی خوب شه

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 0:19 AM  توسط سکوت  | 

میدونم خیلی وقته چیزی ننوشتم شاید اوضاع خوب بود اما الان مینویسم چون فقط می خوام فحش بدم خودتون می دونید چی شده همه فهمیدند منم یکی از کسایی بودم که تا صبح بنج شنبه توی خیابون بودم اعصاب ندارم ها دیروز هم همه رو توی خیابونا زدند دلم برای خودم میسوزه که همچین جایی زندگی میکنم .دیشب هم توی جهارباغ اصفهان درگیری بود.اه اه اه اه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 10:47 AM  توسط سکوت  | 

سلام من زود برمیگردم/حتما راستی عیدتونم با تاخیر مبارک.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:42 AM  توسط سکوت  |