شاید همه چی خوب شه
من از ۲۲ بهمن امسال کاملا هدایت شدم به سوی به به (جمهوری اسلامی)
هی میگن هیشکی نمیره راهبیمایی پس اینهمه ادم از کجا اومدند؟ شب قبلش یعنی ۲۱ ما منزل برادرجان دعوت بودیم و زن برادر جان ماهی خوشمزه ای پزیده بود ! همه تا جایی که امکان داشت خوردند! بعد رفتیم روی وزنه
فکر می کنید چی شد؟ از پدر گرفته تا نوه همه ۷ ۸ کیلویی چاق شده بودیم!
صبحش که باشه ۲۲ بهمن بابا و مامان شال و کلاه کردند که ما بریم پیاده روی .خیلی چاق شدیم
منم ساده باور کردم. حدود دو ساعت بعد برگشتند منزل در حالی که مامانم یک پرچم ایران تو دستشون بود و باهاش بازی بازی می کرد تکونش میداد!
گفتم مامان؟؟؟؟؟؟؟؟ رفته بودید راهپیمایی؟؟؟؟؟؟
و ایشان گفتند: نه بابا !!! رفتیم میدون شاه ببینیم چه خبره؟؟؟؟
و من اینجا بود که فهمیدم اینایی که میریزند توی خیابون در این روز خجسته فقط می خواند ببینند چه خبره؟؟؟؟؟
خوب ولش کنیم از خودم بگم هفته پیش اصفهان بودم.جدیدا بیشتر میرم اصفهان بابام اینا دلشون تنگ نشه غر بزنند! جای گالریو دارم عوض می کنم .خونمو دارم عوض می کنم.
دارم میرم مسافرتتتتتتتتتت بالاخره!!!! دلتون اب!
تازشم چند وقت دیگه عروسی یکی از هنرجوامه بعدشم که عیده
به نظر آخر سال پر تنوع و شادی میاد.
امیدوارم که ادامه پیدا کنه .و برای همه شما هم سال خوبی آرزو می کنم/
تا برنامه ای دیگر خدانگهدار
۲ هفته توی خونه بودم مجبور بودم بمونم بعد این ۲ هفته که رفتم بیرون فهمیدم چرا آدمها موجودات اجتماعی هستند! داشتم می مردم از دق مرگی اما تا رفتم سر کار همه چیز خوب شد!
حالا می خوام یک چیزی ازتون بپرسم اگه شما یک پسر نفهم بی خود آشغال ... را بشناسید که داره با یک دختر خوب نامزد می کنه و شما می دونید که چه آدم هرزه ایه اون مرد-
آیا به او می گویید؟ آیا نمی گویید؟ هیچکدام؟
من همیشه فکر می کردم زندگی و سرنوشت آدم دست خود آدمه اما سرنوشت انگار جور دیگه ایه
مثلا من اگه دست خودم بود شاید کسی رو درست نشناخته باهاش ازدواج می کردم اما یک مشکلی همیشه پیش می امد و من بعد می فهمیدم چه خوب شد نشد؟!
اینجاست که همیشه به خدا می گم متشکرم!
اگه هوامو نداشت چقدر گناه داشتم الان!
خدایا متشکرم.
