درد بی امان که تمام تنم را می انباشت
و من تنها و بی امان به سلاحت می نگریستم
و می اندیشیدم
به کدامین گناه؟
برای شهیدان ۲۵ بهمن که مظلومانه جان دادند و مظلومانه دزدیده شدند.
به امید روزهای بی غم.
درد بی امان که تمام تنم را می انباشت
و من تنها و بی امان به سلاحت می نگریستم
و می اندیشیدم
به کدامین گناه؟
برای شهیدان ۲۵ بهمن که مظلومانه جان دادند و مظلومانه دزدیده شدند.
به امید روزهای بی غم.
بیتابی لحظه های تنهایی و چه شد؟
یکسال و اندی گذشت و می ترسیم می ترسیم بگوییم دوستت دارم مبادا
دهانمان را ببویند و به جرم عاشقی سر از قبرستان نا کجا آباد در آوریم!
می ترسیم به خیابان بیاییم و فریاد کنیم ظالمی را
نه به خاطر خودم و آرزوهایی که هنوز محقق نشده اند
می ترسم از برای مادرم پدرم عزیزانم که در ازای هرروز زندگی من در زندان(خوشبینانه اش) و یا در گور
چند سااال پیر می شوند؟!
خدایا خدایا!
در زمینه سربی صبح
سوار خاموش ایستاده است و یال بلند اسبش در باد تکان می خورد
خدایا خدایا
سواران نبااید ایستاده باشند هنگامی که حادثه اخطار می شود!
در کنار پرچین سوخته دختر خاموش ایستاده است
و دامن نازکش در باد تکان می خورد
خدایا خدایا
دختران نباید ایستاده باشند وقتی که مردان
نومید و خسته پیر می شوند!!
(شاملو)
شاید همه چی خوب شه